تفاوت سرمایه های فرآیندی سازمان (OPA) و عوامل محیطی پروژه (EEF)

با سلام. یکی از مواردی که در مطالعه استاندارد پمباک (PMBOK) باعث سردرگمی برخی از جمله خودم شده بود تفاوت بین سرمایه های فرآیندی سازمان Organization Process Assets /OPA و عوامل محیطی پروژه  Enterprise Environmental Factors /EEFهست.این سوالی ست که در فروم ها و بسیاری سایت ها مثل projectmanagement.com پرسیده میشه.  یکی از بهترین نوشته هایی که در این زمینه خوندم از مهندس خرمی راد بوده . در این نوشته گفته شده که مثلا چرا بر خلاف آنچه که عرف ه، ترجمه درست enterprise environmental factors میشه عوامل محیطی پروژه و نه عوامل محیطی سازمان! و همچنین نمونه های خوبی از این دو مفهوم آورده شده. اما در ادامه جست و جو های خودم از سایت های خارجی (مثلا این مورد) به مواردی برخوردم که تجمیع اونها بنظرم جالب و مفید اومد.

تفاوت های اصلی بین این دو مفهوم رو  در 3 دسته اصلی میشه گنجوند :

  • EEF  ها، که ممکنه به صورت مکتوب و یا قوانینی نانوشته باشن، همیشه پروژه ها رو تحت تاثیر قرار میدن و تیم پروژه می بایست دنباله رو اونها باشن. اما در  OPA  ها، یه جورایی میشه گفت به صورت امکانات و پیشنهادهایی ! هستن که لزوما دنبال نمیشن. یه مثال در این باره اگه بخام بزنم: فرض کنید در سازمان (مثلا شرکت پیمانکاری) مرسوم هست که همکاران کراوات بزنن. این یه مورد EEF هست چون به شرایط محیطی مهیا و اجبارشده برای افراد پروژه برمیگرده. اگه دوستان دفتری پروژه ای از پروژه های اون سازمان، به هر علتی (مثلا بخاطر اینکه که پروژه وسط شهر قم هست!!)، مستثنی بشن، این نمونه ای از Ethics policy و Organizational culture ها س که در این حالت OPA برای پروژه هست.
  • فرآیندهای پروژه نمیتونن EEF  ها رو تحت تاثیر و تغییر قرار بدن.(البته فرآیندهایی مثل Develop Project Team و Manage Project Team در این زمینه اسثنا هستن چون طی اونها ما میتونیم توانایی هایی رو به سازمان اضافه کنیم.) اما OPA  ها چنین ویژگی رو ندارن. ذکر این نکته لازمه که OPA ها ورودی تمام فرآیندهای Planning هستن ولی وقتی پای فرآیندهای Executing، Monitoring and Controlling و Closing به میون میاد، جاییه که Update کردن OPA  ها شروع میشه.
  • EEF ها آپشن های مدیران پروژه رو محدود میکنن چون عوامل محیطی پروژه میگن که چه کار باید/نباید انجام بدیم اما OPA  ها، که از جنس دانش هستن، مسیر مدیریت پروژه رو روان تر میکنن.
    نکته ی مهم دیگه ای که درمورد این دو اصطلاح پمباک میشه گفت اینه که وقتی درمورد OPA و یا EEF بودن صحبت میشه باید به شرایط، ویژگی ها و اطلاعاتی که  مطرح هست توجه کنیم.مثال های زیر فکر کنم مفید باشه:
  • سوال میشه که چرا (Project Management Information System (PMIS جزو EEF هست؟ PMIS به خودی خود جزو EEF  هست چون  فضا و زیر ساختهایی رو جهت انجام پروژه فراهم میکنه و یه جورایی این سیستم بر پروژه تحمیل میشه . مثلا  وقتی PMP پروژه میخاد تهیه بشه باید دید PMIS چه امکاناتی رو در اختیارمون قرار میده. اما نکته مهمی در این زمینه هست که با یک نمونه بیانش میکنم: وقتی صحبت از تکنولوژی و نرم افزرهای زمانبندی موجود در سازمان میکنیم از یک EEF حرف میزنیم اما در دل یک چنین EEF ی، ما OPA  هایی مانند Template زمانبندی(که هر یک از پروژه ها ازش استفاده میکنن) رو داریم.
  • سوال بعدی: شاخص های ارزیابی فرآیندها مانند شاخص بهره وری جزو کدوم یک از دو دسته فوق هستن؟ درسته که سطح مهارت و نوع نگرش نیروی انسانی جزو EEF  ها هستن اما چون شاخص بهره وری بر تحلیل داده های مبتنی بر زمان (historic data) استوار هست جزو OPA  هاست.
    پس بایستی به زاویه نگاه مورد بحث توجه داشته باشیم. امیدوارم این مطلب مفید بوده باشه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *